تبليغاتX
یه وجب عشق...
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی...........بگذار تا بمیرد در درد خودپرستی

دائم است ذكر لبم   نام اونام حسين(ع)

هر سال و ماه و هفته ام هر روز من روز حسين(ع)

 

 

......ساعت داره 9 ميشه بدو دير شد بچه ها رفتن...الو ميلاد كجايين؟...من خونم دام ميام واسين شما كجاين؟...منم خونم دارم ميام دمه در واسا خدافظ...ميم بيرون اميرم جولو درشونه...سلام بريم...صداش مياد...آقايون صفاشونو درست كنن...عزيزاي زنجير زن برن تو صف...بچه ها من امشب زنجير نميزنم ميرم پشت علم...راستي كسراي نويد امشب كمربند بسه ميخواد بره زير علم...شوخي ميكني ايول ديگه واجب شد برم پشته علم...دسته راه افتاد بازم با حسين حسين يا حسين جانم...حسين حسين يا حسين جانم...اميرو ميلاد ميرن تو صف زنجير زنا همهي بچه محل ها هستند...سلام به همگي...سينا باز با تبل گندهاش كه عكس امام حسين روشه زيرشم نوشته يا حسين بين دو تا صف داره دسته رو ميتركونه انگار نه انگار ديشب دستاش پر تاول و خون بود...منو ميبينه چشمك ميزنه بقيه بچه ها هم دورش دارن تبل و سنچ ميزنن ديگه از كوچه 95 اومديم بيرون رسيديم به خيابون مردم همه دارن دسمونو نگاه ميكنن...صدا بلند تر ميشه حسين حسين يا حسين جانم...با نويد فيكي ميريم پيش نويد نويد پشته علم داره با چند نفر ميره محمد هم پشتشون داره سه پايه علم رو ميبره...سلام نويد چطوري؟ شنيدم كمر بند بسي...آره ميخوام برم...قبلا رفتي غير علم ارميا چون انو خودم بودم...نه اما پاسال تو دسه بهرام چلچراغ بلند كردم...من هستم رفتي ازت فيلم مي گيرم...عماد رفت زير علم...سنگينيه علم از صورتش مشخصه كه با اون قدو هيكل...۱۰ ۲۰ متر علم رو مياره...علم دارا صلوات ميفرستن...مايكل جولو علم بش ميگه واسا دسه خيلي عقبه... عماد وا ميسه يه پسره كه نميشناختمش اسپند ميريزه تومنقل حسابي دود ميكنه با منقل از كنار پاي عماد ميره زيره علم مياد بيرون دور عماد ميچرخه بلند بلند داد ميزنه بر كافر لعنت بقيه داد ميزنن: بشمار... بر منكر علي لعنت..بشمار...بر قاتل علي لعنت...بشمار...بر چشم بد لعنت....عماد نفس ميگيره شروع به را رفتن ميكنه علمدارا صلوات ميدن... وا ميسه ميخواد بياد بيرون...داد ميزنن علي آقاااااااااا همه ميچسبن به علم علم رو نگه ميدارن بدي ميره زيرش...بعد از اون نوبته نويد...نويد دقيقا پشتش داره راه ميره به زمين خيره شده... علم داره بعد عماد زياد زيره علم نميمونه...علي آقاااااااا... مياد بيرونعجب موقعي اومد بيرون!!! درست سر فلكه صابرين...مردم همه جمعا دارن علم دار تازه مارو نگاه ميكنن...خاك ميگويد حسين افلاك مي گويد حسين سر ميگويد حسين بي سر مي گويد حسين پيكر من در ميان قبر مي گويد حسين... چشمام رو ميبندم وا مي كنم نويد زير علمه ...يكي داد ميزنه پشت علم رو خالي كن آقاااااا...نويد قدم اول رو بر ميداره خيلي محكم... به زمين خيره شده...ميشه از چشماش خوند داره از كي كمك ميگيره...عماد داد ميزنه قوت زانوش صلوات بفرست: الله...نويد راه ميره خيلي راحت راحت تر از اونكه فكرشو ميكردم فلكه رو رد كرد ديگه جولو پمپ بنزينه...پارچه سياه علم ميره جولو چشش مايكل پارچه رو ميزنه كنار از پشت علم يكي داد ميزنه :بارها محمد(ص) گفت علي جان من است برجان محمد صلوات: الله...مايكل به نويد ميگه واسه... اسپند ميريزن تو آتيش اما همون جولو نگه ميدارن...هاني ميكروفون رو ميگيره شروع ميكنه بخوندن: سلطان غم...نويد دوباره را مي افته بازم با قدماي محكم خيلي راحت انگار نه انگار كه دويست كيلو رو شونشه...بازم ميگن: قوت زانوش صلوات...سلامتي خودشو خونوادش صلوات...ديگه خسه شده ميخواد بياد بيرون...عماد ميگه علي آقاااااااا همه علم رو ميگيرن... مياد بيرون من ميدوم پشت علم بقلش مي كنم علم دارا بوسش ميكنن خودش زبونش بند اومده...مرسي نويد عالي بود.... منو نويد فيكي از علم فاصله ميگيريم ميريم پيش امير و ميلاد كابشنامونو در مياريم شروع مي كنيم تا خوده خوار امام زنجير زدن...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 16:10  توسط کسرای چ  | 

 

هوشنگ ابتهاج(شاعر همشهری)

در اين سراي بي كسي كسي به در نمي زند    به دشت پر ملال ما پرنده پر نمي زند

يكي زشب گرفتگان چراغ بر نمي كند كسي        به كوچه سار شب در سحر نمي زند

نشسته ام در انتظار اين غبار بي سوار         دريغ كز شبي چنين سپيده سر نمي زند

 گذرگهي ست پرستم كه اندر او به غير غم          يك صلاي آشنا به رهگذر نمي زند

 دل خراب من دگر خراب تر نمي شود             كه خنجر غمت ازين خراب تر نمي زند

چه چشم پاسخ است ازين دريچه هاي بسته ات ؟برو كه هيچ كس ندا به گوش كر نمي زند

 نه سايه دارم و نه بر ، بيفكنندم و سزاست            اگر نه بر درخت تر كسي تبر نمي زند

سلام...چطور مطورين؟...بلاخره اين امتحانا تموم شد. به به روز اول بهمن و برف و... مثه اينكه امسال هم مثه پارسال برف سنگين داريم اما خدا نكنه اون طوري بياد كه اوزا خيلي ناجور شه واسه مردم و يه عده سو استفاده گر...بگذريم....ولي خوبه...همه خوشحالن...منم خوشحالم...به قول شهاب همين كه تو روز ابري خوشحالم خوبه...پري روز عيد غدير بود يكي از بزرگترين عيدهاي شيعيان...اون روز بعد از 2 ماه رفته بودم سالن دلم واسه فوتبال كلي تنگ شده بود...ولي عجب فوتبالي بود....اومدم خونه همه رفته بودن بيرون بازم خونه تنها بودم...مونده بودم عربي بخونم...ولي تنهايي فرصت خوبي بود واسه فكر كردن( فكر كردن به آينده )عربي هم قبلا خونده بودم...تلوزيون روشن بود شبكه 3بازم يه آخونده داشت حرف مي زد تااومدم افتادم رو مبل خيلي خسته بودم دلم ميخواست بخوابم فردا بيدار شم...بعد چند دقيقه نگاه كردم آخونده داشت همينجوري حرف ميزد... حضرت علي فرمودن: تو اين روز عزيز لبخند بزنيد شاد باشيد كاراي خوب بكنيد بهترين شام رو بخوريد بهترينن لباس رو بپوشيد...با خودم گفتم من كه شيعه علي هستم به حرفش گوش ندم پس كي بايد گوش بده؟... پا شدم رفتم بعد از مدت ها وضو گرفتم نماز خوندم...سعي كردم به حرفاش عمل كنم...شب كه شد احساس كردم اون روز با بقيه روزام فرق ميكنه....در ضمن حضرت علي يه عيدي هم بهم داد ... اون عيدي بهم نشون داد كه بايد اميد داشت و هميشه اونطور كه فكر ميكني نيست...اون شب تصميم گرفتم هر روزم مثه اون روز باشه...وقتي چشمات ديگه اشكي براي ريختن نداشته با شه وقتي ديگه قدرت فرياد زدنم نداشته باشي ...... وقتي ديگه هر چي دل تنگت خواسته باشه گفته باشي وقتي ديگه دفتر و قلم هم تنهات گذاشته با شن.. وقتي از درون تمام وجودت يخ بزنه .... وقتي چشم از دنيا ببندي وآرزوي مرگ كني... وقتي احساس مي كني ديگه هيچ كس تو رو درك نمي كنه وقتي احساس كني تنها ترين تنهاي دنيا هستي ووقتي باد شمع نيمه سوخته اتاقتو خاموش كرد چشمهايت را ببند و با تمام وجود از خدا بخواه كه صدات كنه

...يک نفر

...يک جايي
تمام رؤيايش لبخند توست وزمانی که به تو فکر ميکنه احساس ميکنه که زندگی

واقعا با ارزشه

پس هر گاه احساس تنهايی کردی اين حقيقت رو به خاطر داشته باش.

...يک نفر

...يک جايي
در حال فکر کردن به توست.

اميدوارم خوشتون اومده باشه... چندتا آهنگ هم گذاشتم اين پايين که dl کنید

 

نـمـي دانــم پـس از مــرگم كسـي يـادم كند يانه؟ بـــخــوانــد دفــتـر شعـرم، مرا شادم كند يا نه؟

مــني كـــه بـــا امــيــد لـطف يـزدان رفتم از دنيا نــمـــي دانم كه او گوشي به فريادم كند يا نه؟

 

مصطفی خوریانی میمیرم براتمیمیرم برات (با گیتار) 

( ابی ) جدید   اگه خدا بودم 

البوم کامل بنيامين

۱- یه پهلوون 

۲- بوی محرم 

۳- برگرد 

۴- مثل تو 

۵- بی تو می میرم 

۶- لالایی 

۷- کربلا 

۸- شب غربت 

۹- آقام آقام 

۱۰- بانوی من  

۱۱- دو تا چشمام 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن 1384ساعت 13:49  توسط کسرای چ  | 

 

JavaScript Codes