تبليغاتX
یه وجب عشق...
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی...........بگذار تا بمیرد در درد خودپرستی
امروز  روز بزرگداشت یکی رز بزرگ مردان ایران...دکتر علی شریعتی

امیدوارم بخونید بشنوید و لذت ببرید

 

شناختن درد !

غالب روشنفکران در سال های اخیر ، این طور فکر می کنند ، که دیگر حرف زدن فایده ای ندارد و از «درد» سخن گفتن بیهوده است . تاکنون همیشه حرف می زدیم و از درد می گفتیم و هیچ کاری نکردیم و وارد عمل نشدیم. بنابراین باید به دوران حرف خاتمه داد و هرکس برای اصلاح شهر و خانواده اش ، باید وارد عمل شود .

به نظر من ، در این مورد یک سهل انگاری پیش آمده است ، زیرا ما تاکنون حرف نمی زدیم و از درد سخن نمی گفتیم و در باره درد ، تحلیل و دقت علمی درست، نمی کردیم. بلکه فقط از درد می نالیدیم، و بدیهی است که از درد نالیدن بی ارزش است .

ما تاکنون به هیچ وجه درباره ی درد های روانی و اجتماعی مان درست حرف نزده ایم . گاه ممکن است این اشتباه پیش آید ، که خیال کنیم ما دردها را می شناسیم و باید در پی درمانش برویم ، اما متاسفانه باید گفت ، که ما درد ها را نمی شناسیم.

کسانی که وارد عمل شدند و مشکلات و انحرافات و بدبختی هایی را که ، در مرحله عمل ، انسان تجربه می کند ، دیدند و تجربه کردند ، خوب می فهمند و احساس می کنند که تا چه حد در باره ی درد ، کم حرف زده ایم ! و در باره ی شناخت درد ها و فساد ها و انحرافات ، آگاهی مان اندک است.

حتی در باره ی عقاید و مکتب اعتفادی و مذهبی مان ، نه تنها به اندازه ی کافی حرف نزده ایم ، بلکه اصلا حرف نزده ایم ! چگونه ما می توانیم بگوییم ، که درد ها را را می شناسیم و به اندازه ی کافی حرف زده ایم و حالا نوبت عمل است ، درحالی که جامعه ما مذهبی است و باید مبنای عمل مان ، مذهب ما باشد ، و هنوز این مذهب مان را نمی شناسیم؟!

نمی دانم چگونه ما می توانیم ادعا کنیم ، که مرحله شناخت و حرف تمام شده و هنگام عمل رسیده است! من نمی خواهم بگویم که وقت عمل نیست ، همیشه باید حرف زدن و عمل کردن شناختن و به کار بستن ، با هم توام باشد . این سنت پیغمبر اسلام است ، که هیچ وقت زندگی را به دو فصل تقسیم نمی کرد ، که مثلا فصل اول ، حرف زدن مطلق و فصل دوم ، عمل کردن مطلق باشد .

این ادعای بسیار ناشیانه ای است ، که بگوییم خیلی حرف زده ایم و دیگر نباید حرف زد ! ما فقط خیلی نالیده ایم . من هم معتقدم که نالیدن از درد را باید کنار گذاشت و درباره درد و از درد «عالمانه» و دقیق سخن گفت.

از این رو است که من معتقدم ، بزرگ ترین و فوری ترین و حیاتی ترین وظیفه ای که ما امروز داریم ، حرف زدن و درست حرف زدن و دقیق و عالمانه از درد سخن گفتن و شناختن درد است. زیرا کسانی که در کشورهای اسلامی و در کشور خودمان وارد عمل شدند و خواستند کاری کنند و خودشان و اجتماعشان را اصلاح نمایند، همه رنج هاشان کم ثمر بود یا بی ثمر . چرا که وقتی وارد مرحله عمل می شدند ، نمی دانستند چه باید بکنند . و مسلم است ، تا وقتی که ندانیم چه می خواهیم ، نمی دانیم که چه باید کرد. این است که اولین وظیفه ما ، شناخت مذهب و مکتب مان است و ما دراین راه ، هنوز باید از شناخت مذهب مان شروع کنیم.

مجموعه آثار ۲۸/ صفحه ۶۷

 

نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمي خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولي بسيار مشتاقم که از خاک گلويم سوتکي سازد

گلويم سوتکي باشد بدست کودکي گستاخ و بازيگوش

و او يکريزو پي در پي دم خويش را بر گلويم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدين سان بشکند در من سکوت مرگبارم را

 

ما معم قرآنی در دبستان داشتیم ، او معتقد بود و خیلی ها معتقد بودند ، که کسی اگر قرآن را غلط بخواند ، گناه کرده است! و این باعث می شود که هیچ شاگردی قرآن را نتواند درست بخواند ، چون آنقدر غلط باید بخواند تا یاد بگیرد.

و هر بچه ای تا شروع می کرد به خواندن و هر زبری را زیر می خواند ، معلم با گیوه اش می زد توی سر بچه ! و بد بخت اگر گیوه از سر او به قرآن می خورد ، که دو تا گناه انجام شده بود و پدر بچه در می آمد و تا آخر عمرش بس بود ، که اصلا به سراغ قرآن نرود ، مبادا مرتکب جرم بشود .۱

معلمی داشتیم که اسامی دوازده امام را از ما می پرسید ، بعد ما ردیف می کردیم و نمره ی بیست می گرفتیم. یک دفعه ابتکاری کرد و گفت که :هر کسی از پایین به طرف بالا ، بدون سکته بشمارد، نمره ی تشیع اش بیست می شود !۲

 

حق و باطل

...نمی توان به راستی از حق سخن گفت و به باطل کاری نداشت، باطل با تو کار خواهد داشت.

نمی توان به درستی از علی سخن گفت و به معاویه کاری نداشت، معاویه با تو کار خواهد داشت.

حق و باطل را نمی توان با هم جمع کرد. البته کسانی به ظاهر می توانند این دو را با هم جمع کنند!

ولی متاسفانه در این مجموعه حق است که نابود می شود!واضح آن است که وقتی اینها با هم مخلوط

می شوند، مسلما حق است که نابود می شود و زیان می بیند، حقایق هستند که به صورت الفاظ و

کلمات در کتاب ها و میان لب ها به صورت اصوات در فضا پراکنده می شوند. و آنگاه تنها چیزی که تحقق

عملی و عینی دارد همین «سازشکاری ها» ، «تحمل» بدی ها و زشتی ها و در برابر هیچ انحرافی

نایستادن هاست.زیرا دردسرهای ناشی از آن نمی خواهند و نمی توانند تحمل کنند.

و همین است که به عشق ورزیدن[ذهنی و نه عملی] به حق و علی اکتفا کردند چرا که شیعه ی علی

بودن بسیار کار دشواری است...

بخش هایی ار سخنرانی دکتر شریعتی

تشيع صفوي و تشيع علوي قسمت اول 29 دقيقه - 1.75 مگابايت

تشيع صفوي و تشيع علوي قسمت دوم 29 دقيقه - 1.72 مگابايت

تشيع صفوي و تشيع علوي قسمت سوم 31 دقيقه - 1.84 مگابايت

تشيع صفوي و تشيع علوي قسمت چهارم 31 دقيقه - 1.87 مگابايت

تمدن و تجدد (قسمت اول) - 39 دقيقه - 2.3 مگابايت

تمدن و تجدد (قسمت دوم) - 42 دقيقه - 2.5 مگابايت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 23:14  توسط کسرای چ  | 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 بار خدايا:
چه تيره و تاريك است راهي كه دلالت تو در آن نيست و چه روشن و نوراني است
راهي كه هدايت تو در آن است و هر دلي كه لطافت حضور تو در آن نيست ،
از عشق و خوبي و لطف خالي است .

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
آن عشق که دیده گریه آموخت ازو
دل در غم او نشست و جان سوخت ازو

امروز نگاه کن که جان و دلِ من
جز یادی و حسرتی چه اندوخت ازو

 

 


به شادابي ماده آهوان تمنا غبطه مي خورم...
 
كه به هيچ نمي انديشند ...
 
و براي هيچ نمي گريند...
 
تنها تر از تنهايي من كه كم هم نيست
 
عمق نگاه توست...
 
نمي تواني قلبت را پنهان كني
 
چون از چشم هايت همه ي  دلت پيداست.
 
دروغ نگو...
 
لااقل به من،چرا كه چشم هايم جز چشم هايت را نديده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 1:0  توسط کسرای چ  | 

 

JavaScript Codes