تبليغاتX
یه وجب عشق...
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی...........بگذار تا بمیرد در درد خودپرستی
 


آدم ها به هم گل مي دهند ، چون معناي حقيقي عشق در گل ها نهفته است . كسي كه بكوشد صاحب گلي شود ، پژمردن زيبايي اش را هم خواهد ديد . اما اگر به همين بسنده كند كه گلي را در دشتي بنگرد ، همواره با او خواهد ماند. چون آن گل با عصر هنگام ، با غروب خورشيد ، با بوي زمين خيس و با ابرهاي افق آميخته است

گل را دوست دارم تو را هم دوست دارم گل را برای بوییدن تو را برای بوسیدن گل را برای یک لحظه تو را برای همیشه 
در مدرسه به من آموختند ۱سال ۱۲ ماه دارد... يك ماه ۴هفته است... يك هفته ۷ روز است... يك شبانه روز ۲۴ ساعت است... يك ساعت۶۰ دقيقه است......... هر دقيقه ۶۰ ثانيه است.... و...... اما كسي نگفت يك لحظه نديدن تو براي من اندازه ۱۰۰ سال!!

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 16:26  توسط کسرای چ  | 

صبح شد...!!!
...
چقدر زود صبح شد...!!! هنوز 4 ساعت نشده بود كه خوابيدم
چقدر زود گنجشك ها شروع كردن به جيك جيك!
...
چقدر دير صبح شد...!!! تو اين مدت شايد 20 بار از خواب بيدار شدم
اما آسمون هنوز رنگ دل تو بود!
...
بازم داشتم كابوسي تكراري ميديدم
كابوسي كه حاضر نيست براي مدتي تنهايم گذارد
...
بازهم اين سكانس تكراري 4 تا بازيگر دارد
من...تو...هوس...تنهايي
...
بازهم قصه ازين قراراست كه تودسته من را ول ميكني
من نگاهت ميكنم اما تو از چشمان من هيچ نمي فهمي!
...
چشماني كه يك زمان ميگفتي عا شقشان هستي و ميتواني دنياي خود را درونش ببيني!
الان دورش سياه شده! رنگش زرد شده! چون ديگه اشكي برايش نيست كه رسوا شود
...
تو لحظه به لحظه از من دور ميشوي و من با تمام وجودم خوار شدنم را
به تماشا مي نشينم و ميبينم كه چه گونه ارزشم را از برت از دست ميدهم
...
هوس دستانت را ميگيرد توري كه گرمي دست تو تمام وجودش را گرم ميكند
(كاش من جاي اون بودم) و با هم از صحنه خارج ميشوين!
...
من به حرفاي تو فكر ميكنم...حرفاي جور وا جوري كه هركدوم
مدت ها با احساس من بازي كرد و آخر مرا به ديوانگي نزديك
...
دروغ هاي كه اي كاش راست بود!
راست هاي كه اي كاش دروغ بود!
...
منتظر ميمانم...منتظر ميمانم تا بيايي! بييايي تا من اين بار
آشفته از خواب بيدار نشوم...
...
اما افسوس كه نقش اول كسي ديگر است!
اوست كه دارد با لباس سفيدش ميان اين تاريكي از دور شتابان خودش را به من ميرساند!
...
بازهم تنهايي!
و من در دل مي خوانم...درين تاريكي شبها كه من در بستر سردم به يادت خفته ام تنها...
...
وهنوز شعر به پايان نرسيده چشمانم بار ميشود
باز هم پر از مرواريد!
باز هم پر از تنهايي!
                  
شاندل
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 12:9  توسط کسرای چ  | 

خبرگزاری فوتبال ایران پارس فوتبال دات کام

امیر خان ! گله داشتند که از او تشکر نمی کنیم و ما جمعی نمک نشناس و اجنبی پر ست خو اندند  که خو اهان مو فقیت تیم ملی و نه  تحمل تر ک تازی ایشان و مر دان تحت امرش ( بخو انید همکار ان )هستیم از این ر و  این گو نه از او تشکر می کنم ز یرا

1/اعتر اف کر د ند که مقصر هستند و اگر به و اقع این را تنها یک ژست پوپو لیستی ند انیم باید اعتر اف کنیم که در اد امه این پذیرفتن استعفا دیگر آن صحبت دیگر ی که ایشان فر مو د ند یعنی 24 ساعت بعد از این که به تهر ان باز گشتم معنی ند ارد شما با این عذر خو اهی تکلیف خو د را رو شن کر دید .

2/ از ایشان تشکر می کنیم که جمعی از مر بیانی که هیچ محلی از اعر ابی نداشتند را به  کار گمار د ند و اسم این را هم و طن پر ستی نهادند بهر حال کسی که باعث شد یک بار دیگر بفهمیم که چرا در سنگاپو ر 84 همین بلا سر تیم ملی آمد را بار دیگر به ما معر فی کر د کسی که مر دانی که بد و ن هیچ تجر به مر بیگر ی به یک بار ه ر دای تیم ملی را پو شدند و ثابت کر د ند که هر کسی کلینز مان نمی شو د و هر گر دی گر دو  نیست  باز تشکر ویژه دار یم و از این که در حل مشکلات بی کاری بر خی مر بیان و طنی تلاش کر دید متشکر یم .

3/ تشکر می کنیم که ثابت کر د ند عامل عد م ر فاقت و نشناختن پتانسیل با ز یکنان  تیم ملی و حق کشی ها تنها سیاه باز ی بلاژو یچ و ایو یچ و... نبو د ه است و در د فقط خار جی بو د ن مر بی نیست  بلکه مر بی که در همین خاک هم هستند و یک لشگر مشاو ر و آنالیز و ر و... را بر سر سفر ه  تیم ملی می آو ر ند باز نمی دانند که عنایتی باز یکن لب خط نیست و ز ندی د فاع چپ نیست و دو فو ر و ارد با یک خصو صیت( هاشمیان – عنایتی ) را در ز مین نمی گذار ند و تیم را بد و ن یک  مد افع چپ  پای به ر قابتها می گذار ند .

4/ تشکر می کنیم که ثابت کر دید که بحث خو دی و غیر خو دی مختص بر انکو ایو انکوویچ و... نبو د ه که اگر این گو نه نبو د هر گز شجاعی و صاد قی و مبعلی و کاظمیان و کعبی  به نیمکت نمی چسبید ند و امثال  خطیبی را لایق پیراهن شمار ه 10 تیم ملی نمی دانستید.

5/ تشکر می کنم که فهمید یم واژه بر نامه ریزی در کار ها یعنی بی بر نامه بو د ن تنها مختص دست اند ر کار ان تر بیت بد نی و فدر اسیو ن فو تبال و ... نیست  و فهمیدیم که 120 صفحه بر نامه  مهم نیست که اگر 12000 صفحه بو د و لی اجرا نمی شد با ز همین مشکلات را داشتیم که آخر ند انیم در و قت اضافه  یک تعو یض بخاطر ضر بات پنالتی هد ر د هید و قاد ر نباشید از با ز یکنان سر عنی نظیر کعبی و کاظمیان و شجاعی استفاد ه کنید و باید شاهد نشستن مبعلی بر رو ی نیمکت در حضو ر با ز یکنان ضعیفی نظیر  کر یمی باشیم که اگر این گو نه نبو د هر گز در باز ی مثل باز ی با کر ه جنو بی در حالیکه تیم ما باید  قبل از پایان بازی نتیجه می گر فت با تر کیب او لیه ضعیف با عث هر ر فتن دو تعو یض ما نمی شد ید   که اگر ز ندی  از او ل بجای معد نچی در میدان بو د و در نیمه دو م بجای هاشمیان  یک عنصر سر عنی نظیر کعبی و یا شجاعی را می آو ر د ند اگر قر ار بو د بر نامه ر یز ی داشتید در با ز ی با مالز ی به طالب لو و شجاعی و کعبی و صاد قی و عقیلی  فر صت با ز ی می داد ید تا این گو نه حقیر نشو یم در ضمن از بر نامه ر و انشناسی تیم ملی هم تشکر می کنیم که این گو نه ر فاقت و جسارت را به تیم ملی ما به خصو ص در او ج ضر بات پنالتی بخشید سپاسگذار یم.

6/ تشکر می کنیم که با سیتم 2-5-3 خو د به مید ان ر فتید تا دیگر به گر د ن ر سانه ها  مشکلات ضعف مر بیگری و کاد ر تحت فرمانتان و نه همکارانتان به نینداز ید و همچنین تشکر دار یم که بد انیم تنهالژیو نر بو د ن مهم نیست و د ل باید با تیم باشد وهمچنین سپاس بخاطر آن  که نشان داد ید با ز یکنان حاضر در لیگ امارات چه کیفیتی بر ای تیم ملی کشو ر مان داشته اند.

7/ تشکر می کنیم که بر سر قو ل با قی باشید آن قو لی که فر مو د ید ما !( این و اژه ما چه بلائی سر تیم ملی  ما آو ر د )اختیار دار تیم ملی هستیم و تا آخر ش هستیم باشید که آخر تیم با آن تیم پر ستار ه و آن هم در این جام با تیمهای بی ستار ه نظیر ژاپن و کر ه جنو بی و عر بستان سعو دی  این گو نه ر قم ز دید.

 و باز تشکر و با بت خد احافظی و معذ ر ت خو اهی تان بخاطر تحمیل این  نتیجه تحقیر آمیز  از ملت ایر ان پیشاپیش دار یم و در آخر از ساز مان تر بیت بد نی و آقایان مو قتی فد ر اسیو ن فو تبال دار یم و امید که این دو ره  مو قت ز و د تر تمام شو د!!

معتقد بود که این تیم بهترین تیم تاریخ فوتبال ایران است. معتقد بود با مربی ایرانی پس از 31 سال مجددا بر سکوی نخست آسیا می­ایستیم. معتقد بود باید 22 بازیکن هم­سطح داشته باشیم وداریم و خیلی اعتقادات دیگر. اما اکنون تمام آن اعتقادات رنگ باخته­اند. آقای قلعه­نویی باز هم باختیم، منتها این بار در یک­چهارم نهایی. حتی به جمع چهار تیم هم نرفتیم. ترسوها و ناکاردانها جایشان همینجاست. نه بهترین تیم فوتبال تاریخ فوتبالمان را داشتیم، نه 22 بازیکن هم­سطح و مهمتر از همه نه مربی در سطح تیم فوتبال ایران.

سپیدپوشان کشورمان در بازی مقابل کره­ی جنوبی آنچه را انجام دادند که کره­ای ها می­خواستند و با تاکتیک سردرگم خود به آنها کمک کردند تا ناباورانه راهی نیمه نهایی شوند. تیم ایران در حالی به مصاف کره رفت که در چهار بازی قبلی خود از یک ترکیب استفاده کرد و مربی تیم ملی هنوز نتوانسته بود به یک ترکیب ایده­آل دست یابد. یک بازی 3-3-4 بازی کرد، یک بازی 2-4-4، یک بازی 1-3-2-4 و در بازی با کره هم از سیستم منسوخ شده­ی 2-5-3. در یک بازی عنایتی چپ بازی کرد، یک بازی فریدون، یک بازی مبعلی و یک بازی هم معدنچی. در تمام بازیها بلا استثنا هاشمیان را که یکی از معدود بازیکنان زحمتکش نیم ملی بود تعویض کرد، بخصوص در بازی با کره که خطیبی را در بازی نگه داشت تا 120 دقیقه در حال و هوای خودش باشد و بازی خوب خود را با زدن یکی از بدترین پنالتی­های میدان تکمیل کند و هاشمیان جنگنده را از بازی بیرون کشید تا با همان تعویض نسخه­ی حذف ایران را بپیچد. قلعه­نویی در این بازی برای اولین بار از سه دفاع استفاده کرد و جالب آنکه برای اولین باز در این بازیها و کلا بعد از ده، یازده ماه به محمد نصرتی بازی داد. قدرت کم این دفاع سه نفره باعث شده بود تا مهدوی­کیا، نکونام و آندو سه قدرت اصلی خط میانی ما به خط دفاعی چسبانده شوند و این امر باعث شد تا ما حتی یک برنامه هم برای رسیدن به دروازه­ی کره­ای ها نداشته باشیم و بین خط هافبک و حمله­ی ما یک شکاف عمیق ایجاد شود.

دو بازیکن خط حمله­ی ما، خطیبی و هاشمیان، آنقدر با هم هماهنگ بودند که در این بازی حتی یک پاس هم به هم ندادند. عدم بازی خوانی درست قلعه­نویی باعث شد تا او هرگز ضعفهای کره­ای ها را درک نکند و بازیکنان باتجربه­ی ما مثل رحمان رضایی و سیدجلال حسینی بارها و بارها با پاسهایی بلند قصد راه اندازی مهاجمان را داشتند که مدافعان کره­ای در همه حال ضربات سر اول را زدند.

یکی دیگر از شاهکارهای قلعه­نویی آوردن طالب­لو به جای رودباریان در اواخر 120 دقیقه ماراتن فوتبال بود. او با این تعویض علاوه بر اینکه یکی از تعویضهای تیم را سوزاند نشان داد که مانند کره­ایها بی­میل نیست که ضیافت پنالتی­ها تکلیف تیم صعود کننده به مرحله­ی نیمه نهایی را مشخص کنند. ژنرال!! می­توانست با آوردن یک هافبک تازه­نفس و باانگیزه مثل ایمان مبعلی یا مسعود شجاعی و یا جواد کاظمیان به بازی، نفس کره­ایهای کم رمق را بگیرد و نتیجه­ی بازی را در همان وقت قانونی و یا اضافی به نفع خود تمام کند ولی او این کار را نکرد تا بی­درایتی خود را هر چه بیشتر و بیشتر به رخ بکشد و تیم ملی را که متعلق به مردم است با خودخواهی های خود ناباورانه به ورطه­ی شکست بکشاند.

لااقل اگر می خواست از هنر پنالتی گیری طالب لو استفاده کند می بایست حداقل ده دقیقه قبل از پایان بازی از وی استفاده می کرد تا در جریان بازی قرار بگیرد نه اینکه در لحظات پایانی وی را به زمین فرا بخواند تا حتی یک توپ هم به دستش نرسد و آن شود که در ضربات پنالتی دیدیم:مبهوت بودن وحید!

پی نوشت:این را حتی مایلی کهن در بازیهای ۹۶ امارات می دانست و عابدزاده را از اوایل نیمه دوم وقت اضافه بازی برابر عربستان به جای نکیسا راهی زمین کرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 0:15  توسط کسرای چ  | 

 

JavaScript Codes